تبلیغات
ولی‌عصر(عج) - ضرورت امامت5

ضرورت امامت5

سه شنبه 19 آبان 1388 12:45 ب.ظنویسنده : محمد ترابی

 

در مباحث گذشته به این نكته اشاره نمودیم كه شریعت اسلام نسبت به دیگر شرایع آسمانی ویژگی و مشخصه خاصی دارد كه آن را به عنوان كامل‌ترین و برترین نظام بشری و دارای كامل‌ترین قانون الاهی در قوانین نظری و عمومی قرار داده است؛ چنان‌كه خداوند عزّ وجلّ ‌فرموده است:

«الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِیناً»([1]).

(امروز، دین شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم.‏)

از این جهت، دین اسلام با رسیدن بدین مرحله، بر خلاف دیگر ادیان قبل از خود، نیازی به كامل شدن و ابلاغ و انذار ندارد؛ بلكه به سبب ختم نبوت و اتمام وحی رسالی، برای بقا و استمرار خود تنها نیازی كه دارد وجود اشخاصی است كه در راستای اهداف تمامی انبیا و نیز رسالت دین مبین اسلام گام بردارند؛ اهدافی كه آنها را می‌‌توان در چند مورد خلاصه كرد:

اول: پاسداری از انحراف([2])در مسیر فهم شریعت و مقاصد مورد نظر آن، بیان جزئیات احكام، دفاع از شریعت در مقابل تشویه، تغییر و تلاش برای پیاده و اجرا نمودن احكام، كه این همه امكان پذیر نمی‌باشد مگر آن كه شخصی واجد ویژگی‌ها و شایستگی‌های خاصی همچون عصمت و علم خاص باشد؛ چیزی كه امكان تشخیص آن در وجود فردی میسر نمی‌باشد مگر با تشخیص آن از جانب آسمان كه از آن به امام تعبیر می‌گردد.

دوم: مواجهه با مظاهر اختلاف در جامعه انسانی؛ این اختلاف ـ به هر نحوی كه آن را تفسیر كنیم ـ از ابتدای آفرینش بشر در كره خاكی وجود داشته و هیچ‌گاه از آن رهایی وجود ندارد؛ خداوند متعال در این باره می‌فرماید:

«وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ یَزَالُونَ مُخْتَلِفِینَ * إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ»([3]).

(و اگر پروردگارت مى‏خواست، همه مردم را یك امّت (بدون هیچ گونه اختلاف) قرار مى‏داد ولى آنها همواره مختلفند. * مگر كسى را كه پروردگارت رحم كند! و براى همین (پذیرش رحمت) آنها را آفرید!)

خداوند عزّ وجلّ انبیا را مبعوث نمود تا این اختلاف را بر طرف نموده و در موارد اختلاف، میان‌ آنها حكم نمایند؛ چنان‌كه می‌فرماید:

«كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْكُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ»([4]).

(مردم (در آغاز) یك دسته بودند (و تضادى در میان آنها وجود نداشت. به تدریج جوامع و طبقات پدید آمد و اختلافات و تضادهایى در میان آنها پیدا شد، در این حال) خداوند، پیامبران را برانگیخت تا مردم را بشارت و بیم دهند و كتاب آسمانى، كه به سوى حق دعوت مى‏كرد، با آنها نازل نمود تا در میان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داورى كند.)

از خلال اطلاعات تاریخی فراوان، به خوبی مشخص است كه عمر انبیا و رسولان الهی كمتر از عمر جامعه بشری در طول تاریخ است؛ چرا كه دوران نبوت‌ها با نبوت پیامبر مكرّم ما حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه وآله به پایان رسید، اما اختلافات میان بشریت همچنان ادامه داشت و دارد و برای حل و فصل اختلافات و از بین بردن مشكلات و تبعاتی كه بر اثر آن به وقوع می‌پیوندد و مانع استمرار حركت رسالت و دوام و استمرار آن می‌گردد، لازم است تا رهبری وجود داشته باشد معصوم از خطا و اشتباه تا امامت در او مجسّم گردیده و این نقش مهم و خطیر را به كامل‌ترین شكل آن انجام داده و رسالت خویش را كه در راستای خط سیر رسالت انبیای الاهی است ادا نموده و از این مسیر پاسداری و حراست نماید؛ برای ایفای این نقش، امت به خودی خود نمی‌تواند از عهده برآید وگرچه ادعا شده است كه امت دارای مقام عصمت است و امكان ندارد بر گمراهی و ضلالت اجتماع كند، اما مشخص نیست كه این عصمت، برای امت، عصمت ذاتی باشد، بلكه ترجیح بر آن است تا سبب این عصمت وجود امامی در میان امت باشد كه مانع اجتماع امت بر ضلالت گردد؛ به همین سبب خداوند عزّ وجلّ فرموده است:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إلى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأویْلاً»([5]).

(اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! اطاعت كنید خدا را! و اطاعت كنید پیامبر خدا و اولو الأمر [اوصیاى پیامبر] را! و هر گاه در چیزى نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داورى بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! این (كار) براى شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیكوتر است.)

حال اگر امت، خود توانایی حلّ تنازعات میان خود را می‌داشت نباید خداوند عزّ وجلّ آنان را امر به رجوع به خداوند و پیامبرش در این‌گونه موارد می‌نمود؛ موضوعی كه پس از ارتحال پیامبر اكرم صلّی الله علیه وآله حتی به شكل وسیع‌تر و گسترده‌تری ادامه خواهد یافت. از این‌رو بایسته است تا شخصی كه دارای ویژگی‌ها و مشخصات رسول خدا صلّی الله علیه وآله می‌باشد برای تولیت و سرپرستی مسؤلیت مهم مرجعیت در این‌گونه تنازعات را داشته باشد و او كسی نیست مگر امام. و به همین سبب است كه می‌گوییم: برای ادامه و استمرار این مسیر، «امامت» ضرورتی است اجتناب ناپذیر.

ثالثاً: از شاخصه‌های منحصر به فردی كه فقط دین اسلام بدان توفیق یافته، ارزشگذاری بر كیان سیاسی اسلام در قالب تشكیل حكومت و دولتی اسلامی در عصر صاحب همین شریعت است، موضوعی كه در دیگر شرایع آسمانی محقق نگردید؛ چرا كه در آن شرایع گرچه روند به سوی اقامه حق و عدالت در میان مردم و حكم بر طبق احكام شریعت بود، اما امكان برپایی و تشكیل حكومت و بنای دولت شرایع میسر نگردید.

و این تجربه منحصر به فرد برای دولت و حكومت اسلامی در طبیعت حال خود، نیاز به رهبری منحصر به فرد و شایسته‌ای دارد تا توانایی سرپرستی و رهبری صحیح و كامل این حركت بزرگ رسالی كه ختم تمام رسالت‌ها نیز می‌باشد را داشته باشد و بتواند تمام اهدافی را كه در دستور كار آن شریعت قرار داشته است را نیز به بهترین و كامل‌ترین وجه محقق سازد؛ چنان‌كه پیامبر اكرم صلّی الله علیه وآله نیز چنین كرد و این مهم امكان پذیر نمی‌باشد مگر با وجود امام معصومی كه دارای درجه والایی از علم و ادراك برای سرپرستی تمام ابعاد علمی و عملی رسالت باشد؛ از این‌رو مشخص می‌گردد كه وجود امام برای محقق ساختن این اهداف، امری ضروری و بسیار حیاتی است. در نتیجه از میان این ادله و براهین، شیعه به ضرورت امامت و وجوب آن پس از نبوت برای اداره عمومی دین حنیف اسلام پی می‌برد.

([1]) المائدة: 3.

([2]) این معنا با استفاده از روایاتی است كه از پیامبر اكرم صلّی الله علیه وآله و ائمه اطهار علیهم‌السلام وارد شده؛ به عنوان مثال در كتاب كافی از امام صادق علیه السلام روایت شده است: «... فإن فینا أهل البیت فی كل خلف عدولا ینفون عنه تحریف الغالین، وانتحال المبطلین، وتأویل الجاهلین»؛ (...در میان ما خاندان در هر نسل و عصری، عادل مردانی می‌زیند كه تحریف اهل غلو و بر چسب اهل باطل و تاویل نادانان را از چهره دین می‌زدایند.)؛ كافی، ج1، ص32.

چنان‌كه از پیامبر اكرم صلّی الله علیه وآله به شكل مرسل روایت شده است: «فی كل خلف من أمتی عدل من أهل بیتی ینفی عن هذا الدین تحریف الغالین وانتحال المبطلین» (در میان هر نسل و عصری، عادل مردانی از خاندان ما هستند كه تحریف اهل غلو و بر چسب اهل باطل را از چهره دین می‌زدایند.) بحار: ج27، ص222.

([3]) هود: 118ـ 119.

([4]) البقرة: 213.

([5]) النساء: 59.


آخرین ویرایش: - -

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر