تبلیغات
ولی‌عصر(عج) - امامت الاهی بالاترین مرتبه نبوت5

امامت الاهی بالاترین مرتبه نبوت5

سه شنبه 19 آبان 1388 12:41 ب.ظنویسنده : محمد ترابی

 
امامتی كه نصب و جعل آن از سوی خداوند و در قدرت اوست، بالاترین مرتبه نبوت است كه حضرت ابراهیم علیه السلام در زمان نزول آیه شریفه در آن حد و مرتبه قرار داشت؛ چنان كه از لحن و سیاق آیه شریفه و قرائن موجود در آن نیز مشخص است. حضرت ابراهیم علیه‌السلام پس از مقام نبوت به این مقام و منصب نائل گردید كه دلایل زیر بر این مطلب دلالت می‌كند:

1ـ این ماجرا در اواخر زمان حضرت ابراهیم علیه السلام، یعنی در زمان پیری آن حضرت و تولد فرزندش اسماعیل و اسحاق اتفاق افتاده است و دلیل بر این مطلب سخن خداوند عزّ وجلّ در این آیه شریفه است كه پس از: «إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً...» از قول حضرت ابراهیم می‌فرماید: «وَمِن ذُرِّیَّتِی» (از دودمان من (نیز امامانى قرار بده!)) كه این سخن قبل از آمدن ملائكه و بشارت تولد اسماعیل و اسحاق صورت گرفته كه به زودی نسل و ذریه او خواهند شد؛ از این‌رو پس از آن كه ملائكه او را بشارت به داشتن فرزندی نمودند، حضرت ابراهیم علیه السلام ملائكه را خطاب نمود: «قَالَ أَبَشَّرْتُمُونِی عَلَى أَن مَّسَّنِیَ الْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ»، (گفت: «آیا به من (چنین) بشارت مى‏دهید با این كه پیر شده‏ام؟! به چه چیز بشارت مى‏دهید؟!) چنان‌كه در این آیه شریفه آمده است:

«وَنَبِّئْهُمْ عَن ضَیْفِ إِبْراَهِیمَ * إِذْ دَخَلُواْ عَلَیْهِ فَقَالُواْ سَلاماً قَالَ إِنَّا مِنكُمْ وَجِلُونَ * قَالُواْ لاَ تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِیمٍ»([1]).

(و به آنها از مهمان‌هاى ابراهیم خبر ده! ـ هنگامى كه بر او وارد شدند و سلام كردند (ابراهیم) گفت: «ما از شما بیمناكیم!» ـ گفتند: «نترس، ما تو را به پسرى دانا بشارت مى‏دهیم!»)

همچنین حضرت ابراهیم علیه السلام خطاب به همسرش در بشارت به او می‌گوید:

«وَامْرَأَتُهُ قَآئِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَقَ وَمِن وَرَاء إِسْحَقَ یَعْقُوبَ * قَالَتْ یَا وَیْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَاْ عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِی شَیْخاً إِنَّ هَذَا لَشَیْءٌ عَجِیبٌ * قَالُواْ أَتَعْجَبِینَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمةُُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَیْكُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ إِنَّهُ حَمِیدٌ مَّجِیدٌ»([2])

(و همسرش ایستاده بود، (از خوشحالى) خندید پس او را بشارت به اسحاق و بعد از او یعقوب دادیم. ـ گفت: «اى واى بر من! آیا من فرزند مى‏آورم در حالى كه پیر زنم، و این شوهرم پیر مردى است؟! این راستى چیز عجیبى است!» ـ گفتند: «آیا از فرمان خدا تعجب می‌كنى؟! این رحمت خدا و بركاتش بر شما خانواده است چرا كه او ستوده و والا است!»)

از سخن حضرت ابراهیم علیه السلام و همسرش در آیه فوق به سبب پیری و كهوت سنّ، آثار یأس و ناامیدی برای داشتن فرزند در آنان مشاهده می‌گردد؛ به همین سبب ملائكه آن‌دو را تسكین خاطر و آرامش داده‌اند، چرا كه حضرت ابراهیم و خانواده‌اش نمی‌دانستند كه به زودی دارای فرزند و نسل خواهد شد؛ از این‌روست كه می‌گوییم: اگر این داستان در اوایل نبوت حضرت ابراهیم اتفاق افتاده بود معقول نبود كه نسبت دارا بودن نسل و ذریه به او داده شود در حالی كه او دارای فرزندی نبود، بلكه در آن صورت باید می‌فرمود: «و درباره نسل و ذریه من، اگر به من نسل و ذریه‌‌ای عطا نمودی» و یا تعابیر دیگر شبیه به این معنا.

از این‌رو از این‌ آیات می‌توان استفاده نمود كه اعطای امامت به حضرت ابراهیم علیه السلام در اواخر عمر شریف آن حضرت بوده در حالی كه این آیه می‌فرماید: «قَالُوا مَن فَعَلَ هَذَا بِآلِهَتِنَا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِینَ * قَالُوا سَمِعْنَا فَتًى یَذْكُرُهُمْ یُقَالُ لَهُ إِبْرَاهِیمُ»([3]) ((هنگامى كه منظره بت‌ها را دیدند،) گفتند: «هر كس با خدایان ما چنین كرده، قطعاً از ستمگران است (و باید كیفر سخت ببیند)!» ـ  (گروهى) گفتند: «شنیدیم نوجوانى از (مخالفت با) بت‌ها سخن مى‏گفت كه او را ابراهیم مى‏گویند.») نبوت آن حضرت در ابتدای جوانی وی بوده است.

2ـ آیه شریفه:

«وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً»

(((به خاطر آورید) هنگامى كه خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده این آزمایش‌ها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم!»)

دلالت می‌كند كه امامتی كه به حضرت ابراهیم موهبت گردید بعد از ابتلائات و امتحاناتی بود كه از سوی خداوند سبحان یكی پس از دیگری برای آن حضرت اتفاق افتاد كه از واضح‌ترین آنها مسأله قربانی نمودن فرزندش حضرت اسماعیل علیه السلام‌ بود؛ چنان‌كه می‌فرماید:

«قَالَ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَى فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُكَ» ... «إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلاء الْمُبِینُ»([4])

(گفت: «پسرم! من در خواب دیدم كه تو را ذبح مى‏كنم») ... (این مسلّماً همان امتحان آشكار است!)

كه این قضیه در ایام كهولت و پیری حضرت ابراهیم اتفاق افتاده است، چنان‌كه خداوند عزّ وجلّ از قول حضرت ابراهیم می‌فرماید:

«الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی وَهَبَ لِی عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَقَ إِنَّ رَبِّی لَسَمِیعُ الدُّعَاء»([5]).

(حمد خداى را كه در پیرى، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید؛ مسلّماً پروردگار من، شنونده (و اجابت كننده) دعاست.‏)

كه از این آیه استفاده می‌شود: امامت در دوران پیری به حضرت ابراهیم عطا شده است و همچنین مشخص می‌‌شود مقام امامت بالا‌تر، با فضیلت‌تر، با شرافت‌‌‌تر و بلند مرتبه‌تر از مقام نبوت است؛ چرا كه این مقام پس از نیل به مقام نبوت و ابتلا به امتحانات متعددی بود كه آن حضرت را برای این مقام بلند و والا اهلیت و شایستگی بخشید. به همین جهت است كه گفته می‌شود اعطای مقام امامت بعد از نیل به مقام نبوت و وقوع امتحانات و پیروزی و سربلندی در تمام آنها دلیل بر برتری و شرافت امامت بر نبوت است.

طبیعی است كه برای تصدی این رسالت الاهی و سفارت ربانی با این حجم از مسؤولیت و اهمیت خطیر باید شخصی باشد با صفات، كمالات و قابلیت‌های بسیار بالایی كه نزد افراد دیگر یافت نمی‌شود؛ از این‌رو پیروان مكتب اهل بیت علیهم‌السلام شروطی همچون عصمت، علم خاص و عنایت ربانی را برای شخصی كه بناست پرچم امامت را به دوش گیرد، لازم می‌دانند.

عدم اختصاص اصطلاح ائمه، به ائمه اهل بیت علیهم السلام:

گرچه امامت پس از رسول خدا صلّی الله علیه وآله بر اهل بیت علیهم‌السلام منحصر گشته‌، اما بر خلاف آنچه برخی مخالفان شیعه می‌پندارند اصطلاح «ائمه» اختصاص به امامت اهل بیت علیهم‌السلام ندارد؛ چرا كه می‌بینیم عده‌ای از انبیای مرسل الاهی پس از تلاش‌ها و صبر و استقامتی كه در راه خدا از خویش نشان داده‌اند شایستگی تصدی این مقام را یافته‌ و به عنوان مناره‌های هدایت بشریت قرار گرفته تا امت‌ها به آنان اقتدا كرده و به ترقی و كمال، دست یابند، چنان‌كه این مطلب در آیه‌: «قَالَ إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً» در داستان حضرت ابراهیم مورد بحث قرار گرفت؛ همچنین سخن خداوند كه می‌فرماید: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ»([6]) (و آنان را پیشوایانى قرار دادیم كه به فرمان ما، (مردم را) هدایت مى‏كردند و كارهاى نیك انجام می‌دادند.) یعنی:«وجعلنا إبراهیم وإسحاق ویعقوب أئمة»([7]) (ما ابراهیم، اسحاق و یعقوب را امام قرار دادیم.) و همچنین در این آیه شریفه: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا»([8]) (و از آنان امامان (و پیشوایانى) قرار دادیم كه به فرمان ما (مردم را) هدایت مى‏كردند.) یعنی: «جعلنا من بنی إسرائیل أئمة...یؤتم بهم، ویهتدى بهدیهم»([9]) (ما بنی اسرائیل را امامانی قرار دادیم ... تا به آنها اقتدا شده و با هدایت آنان هدایت گردند.)

اما چنان كه قبلاً نیز اشاره نمودیم انس ذهنی اهل سنت كه زاییده برخی واقعیت‌های تاریخی و نتیجه كشمكش‌های فكری و اعتقادی قرون اولیه تاریخ اسلام است، باعث گردیده تا هنگام استعمال كلمه امام در ذهن آنان چنان وانمود گردد كه شیعه از این كلمه، فقط امامان خود را اراده كرده است. در حالی كه با این تفكر آنچه را قرآن كریم به عنوان اصلی در باره معنای امامت با واضح‌ترین و قوی‌ترین بیان و حجت مطرح نموده فراموش كرده و یا خود را نسبت به آن به فراموشی زده‌اند؛ از این‌رو اگر شیعه اعتقاد به برتری و فضلیت امامت بر نبوت دارد مصداق مشخصی در خارج را مورد نظر ندارد؛ چرا كه در مرحله اول، اعتقاد شیعه بر آن است كه رسول خدا صلّی الله علیه وآله به طور مطلق برترین كائنات روی زمین بوده كه همزمان، مقام نبوت، رسالت، امامت و هدایت امت را بر عهده داشته است و تنها مفهومی كه شیعه در میان تمام مفاهیم ارزشمند امامت اراده می‌كند همان مفهوم عمومی امامت است كه بالاتر و با شرافت‌تر از معنای نبوت است؛ اما بسیاری، یا این مفهوم را نفهمیده‌ و یا نخواسته‌ آن را بفهمند؛ از این‌رو آنان این اعتقاد پیروان اهل بیت علیهم السلام را كه بر اساس دلایل محكم و متقنی استوار گشته به عنوان دست‌آویزی برای خورده گرفتن و ایراد طعن و خدشه بر این مذهب قرار داده و این اتهام را وارد نموده‌اند كه آنان در باره ائمه خویش غلو كرده و شأن و مقام امامان خویش را بالاتر از پیامبر اكرم صلّی الله علیه وآله می‌دانند؛ حاشا كه شیعه چنین عقیده‌ای داشته باشد.

([1]) الحجر: 53 ـ 51.

([2]) هود: 71ـ 73.

([3]) الأنبیاء: 59ـ 60.

([4]) الصافات: 102ـ 106.

([5]) إبراهیم: 39.

([6]) الأنبیاء: 73.

([7]) الطبری، تفسیر الطبری: ج17 ص64.

([8]) السجدة: 24.

([9]) الطبری، تفسیر الطبری: ج21 ص136.


آخرین ویرایش: - -

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر