تبلیغات
ولی‌عصر(عج) - آب زلال قسمت اول

آب زلال قسمت اول

دوشنبه 23 اسفند 1389 07:28 ب.ظنویسنده : محمد ترابی

 

روح و روان بشر به زمین و تربیت آن به آب تشبیه شده است و آب بر دو گونه است : آب شیرین و آب شور (كه از شدت شورى به تلخى مى گراید ، تا آب نباشد زمین مرده است ، روح انسان استعداد تعالى و رشد دارد ولى تا مربى و تربیت نباشد این استعدادها شكوفا نمى شود و انسان به كمال نمى رسد  اگر مربى صالح نباشد انسان رجوع به قهقرا و انقلاب على الاعقاب خواهد داشت ، مثل زمان پیامبر كه پیشرفت شد و بعد او كه ناصالحان جاى او را گرفتند  و جامعه عقب گرد كردند  ، و ما یستوى البحران ، (67) الملك :  30 :قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتیكُمْ بِماءٍ مَعینٍ

(72) الجن :  16 : ماءً غَدَقا

الكافی ج‏1 200 باب نادر جامع فی فضل الإمام و صفاته  ص : 198 از حضرت امام رضا علیه السلام :الْإِمَامُ الْمَاءُ الْعَذْب‏

-طبق قرآن این دو آب به هم مى پیوندند ولى از هم به وسیله ى یك حد جدا مى شوند

-آیاتى كه در آن آیات خدا این مطلب كه آب شور و شیرین دارد  و با هم مساوى نیستند بر دو بخش است در بعضى خدا مى فرماید بین این دو نوع آب حاجز(مانع  )و برزخ  ( فاصله ) قرار داده ایم كه با یكدیگر اشتباه  و آمیخته نشوند ، گر چه ظاهرا  به هم متصلند ولى از یكدیگر جدا هستند ، در یك آیه خدا مى فرماید : (25) الفرقان :  53 وَ هُوَ الَّذی مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَ جَعَلَ بَیْنَهُما بَرْزَخاً وَ حِجْراً مَحْجُوراً

حجرا محجورا یعنى چه ؟ وقتى مى خواهند منطقه اى از زمین را جدا كنند  سنگ چین مى كنند و در اصطلاح فقهى مى گویند تحجیر ، و با این اعلام محدودیت و مالكیت مى كردند و باعث مى شده است كه دیگران از تصرف  دیگران جلو گیرى مى شده است ، خدا مى فرماید ما بین حق و باطل مانع قرار مى دهیم و هر گز آب شور شیرین نمى شود و آب شیرین شور نمى شود

-امیرالمومنین  میفرماید كه دوستانى دارم كه اگر آنها را ریزه ریزه كنم مرا دوست نمى دارند و دشمنانى كه اگر با انگشت عسل در دهانشان بگذارم مرا دوست نمى دارند

الحیاة با ترجمه احمد آرام ج‏1 668:  امام على «ع»- از اصبغ بن نباته روایت شده است كه گفت: روزى در مسجد كوفه نزد امیر المؤمنین «ع» رفتم، در آنجا مردمان فراوانى با برده‏اى سیاه دیدم كه مى‏گفتند: اى امیر مؤمنان! این برده دزدى كرده است. امام به او گفت: اى غلام، آیا تو دزدى كرده‏اى؟ گفت: آرى. دوباره پرسید: اى غلام! آیا تو دزدى كرده‏اى؟ گفت: آرى، اى مولاى من. پس امام به او گفت: اگر براى بار سوم چنین بگویى (اعتراف كنى) دست راستت را خواهم برید. آنگاه به او گفت: اى غلام، آیا تو دزدى كرده‏اى؟ گفت:

آرى، اى مولاى من. امام به بریدن دست راست او فرمان داد، و آن را بریدند.

آن غلام دست بریده را خونچكان به دست چپ گرفت و رفت. در میان راه، ابن الكوّاء كه از دشمنان على بود او را دید، از او پرسید: دست راستت را كى برید؟ غلام گفت:  دست راست مرا آن كس برید كه موى پیش سر او ریخته و شكم او برآمده است، او كه باب معرفت و یقین است، و ریسمان استوار خدا است، و شفاعت‏كننده روز جزا، و گزارنده پنجاه و یك ركعت نماز در شبانروز؛ دست راست مرا او برید كه پیشواى پرهیز پیشگى است و پسر عمّ مصطفى است و برادر خوانده پیامبر برگزیده خدا، شیر بیشه است، و باران رحم بر همگان، و مرگ دشمنان، و كلید بخشش و احسان، و چراغ تاریكیها، دست راست مرا امام حق برید، و سرور خلق ...

-علوى عمرى نمى شود و   عمرى علوى نمى شود و صلح بین آن دو ، صلح بین نور و ظلمت و كفر و ایمان معنى ندارد  و هر گز ایمان و كفر با هم آشتى نكرده و از هم جدایند و یكدیگر را منع مى كنند و حجرا محجورا

-بحار الأنوار ج‏27  58  باب 1 وجوب موالاة أولیائهم و معاداة أعدائهم : السرائر مِنْ كِتَابِ أُنْسِ الْعَالِمِ لِلصَّفْوَانِیِّ قَالَ إِنَّ رَجُلًا   قَدِمَ عَلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ إِنِّی أُحِبُّكَ وَ أُحِبُّ فُلَاناً وَ سَمَّى بَعْضَ أَعْدَائِهِ فَقَالَ ع أَمَّا الْآنَ فَأَنْتَ أَعْوَرُ فَإِمَّا أَنْ تَعْمَى وَ إِمَّا أَنْ تُبْصِر

- دوستى تنهابا اهل بیت فایده ندارد  و صلح كل بى معنا است و چنانكه گفته شد بر طبق حدیث هل الدین الا الحب و البغض دین بدون تبری دین نیست و از این روی است كه می گوییم كه كتاب دینی جمهوری اسلامی در واقع كتاب بی دینی است !

 در قرآن می خوانیم : (48) الفتح :  29 :  أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُم اما  قبضه الله طاهرا مطهرا  حرف اینها است

اما مكتب اهل بیت تولى و تبرى دارد  ، هل الدین الا احب  و البغض

(58) المجادلة :  22 : لا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ یُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ

تا آنها به دنبال سر آنان و ما دنبال سر اینان مى رود آشتى امكان ندارد و یا او باید علوى شود یا من عمرى شوم‏

 (7) الأعراف :  101 : فَما كانُوا لِیُؤْمِنُوا بِما كَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ كَذلِكَ یَطْبَعُ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِ الْكافِرین‏

و آنان از پیش هم به دنبال دشمنان امیر المومنین رفته بودند و ما هم از پیش به دنبال  او انشا الله

- درر الأخبار با ترجمه متن‏عربى 690 : (روى عن میثم رضى اللّه عنه انه قال: اصحر بى مولاى أمیر المؤمنین علیه السّلام لیلة من اللیالى قد خرج من الكوفة ...) و قام و خرج فاتبعته حتّى خرج إلى الصحراء، و خط لی خطة و قال: إیاك أن تجاوز هذه الخطة و مضى عنی، و كانت لیلة مد لهمة فقلت یا نفسی أسلمت مولاك و له أعداء كثیرة ای عذر یكون لك عند اللّه و عند رسوله و اللّه لأقفن أثره و لأعلمن خبره و إن كان قد خالفت أمره، و جعلت أتبع اثره فوجدته علیه السّلام مطلعا فی البئر إلى نصفه یخاطب البئر و البئر تخاطبه فحس بی، و التفت علیه السّلام و قال: من؟ قلت: میثم، فقال: یا میثم أ لم آمرك أن لا تتجاوز الخطة؟

قلت: یا مولای خشیت علیك من الأعداء فلم یصبر لذلك قلبی، فقال: أسمعت ممّا قلت شیئا؟ قلت: لا یا مولای فقال: یا میثم:

         و فی الصدر لبانات           

 إذا ضاق لها صدری‏

            نكت الأرض بالكف          

  و أبدیت لها سری‏

           فمهما تنبت الأرض          

  فذاك النبت من بذری‏

-میثم «رضی الله عنه» گوید: با مولایم أمیر المؤمنین علیه السّلام، شبى از شبها به صحراى خارج كوفه رفتم ... برخاست و به سوى صحرا رفت و من به دنبالش رفتم و خطى برایم كشید و فرمود:

مبادا از این خط عبور كنى و بعد رفتند و شبى بسیار تاریك بود. به خود گفتم: چگونه مولایت را با این همه دشمنان تنها گذاشتى؟ نزد خدا و رسولش چه عذرى براى تو مى‏ماند؟ به خدا سوگند دنبال او خواهم رفت و خبرى از او خواهم یافت هر چند فرمانش را مخالفت نمایم. به دنبال وى رفتم و حضرت را بر سر چاهى یافتم كه تا كمر سر در چاه كرده و با چاه گفتگو مى‏كرد. وقتى متوجه من شد پرسید: تو كیستى؟ گفتم: میثم، فرمود: اى میثم مگر تو را امر نكردم كه از خط عبور نكنى؟ گفتم: مولاى من! از دشمنان بر تو ترسیدم و قلبم اجازه نداد صبر كنم، پس فرمود: آیا از آنچه گفتم چیزى مى‏شنیدى؟ گفتم: نه اى مولاى من پس فرمود: اى میثم!

          مرا در سینه اسراى است           

 شود چون تنگ ز آن اسرار

             خراشم خاك با دستم         

   كنم رازم بر او اظهار

         پس آنگه چون زمین روید           

 از آن بذر است این آثار

بر گرفته شده از دروس اخلاق مرحوم شیخ محمد باقر علم الهدی

 

آخرین ویرایش: سه شنبه 16 آذر 1395 12:23 ق.ظ

 
پنجشنبه 31 فروردین 1396 09:00 ق.ظ
I visited several blogs but the audio quality for audio songs
existing at this web page is truly superb.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر