تبلیغات
ولی‌عصر(عج) - سؤالاتی از اهل سنت-خلیفه ی دوم(5)

سؤالاتی از اهل سنت-خلیفه ی دوم(5)

چهارشنبه 21 بهمن 1388 11:25 ق.ظنویسنده : محمد ترابی

 

سؤال 32: آیا صحیح است كه مى گویند: سیاست حكومت عمر منع نقل احادیث پیامبر اكرم و روى آوردن به آن بود، و كسانى را كه با این روش و سیاست مخالفت مى كردند، زندان و شلاق و تعزیر مى كرد. چنانچه در مورد ابوذر و ابوالدرداء ابومسعود انصارى و دیگران انجام داد.

1ـ ذهبى مى گوید: آرى چنین بود عمر، او مى گفت: از پیامبر كمتر حدیث نقل كنید و چندین صحابى پیامبر را نسبت به نشر احادیث توبیخ كرد. آرى این شیوه و مذهب و ایده عمر و غیر عمر بود([1]).

2ـ طبرى مى گوید: هر وقت خلیفه مردم، حاكم و یا استاندارى را براى نقطه اى اعزام مى كرد، به او چنین سفارش مى كرد: فقط قرآن بخوانید و از محمد ـ صلى الله علیه و سلّم ـ كمتر روایت نقل كنید و من هم با شما هم صدا هستم.([2])

3ـ قرظة بن كعب انصارى مى گوید: هنگامیكه قصد عزیمت به كوفه را كردیم، عمربن الخطاب تا منطقه «صرار» به بدرقه ما آمده و گفت: مى دانید چرا شما را بدرقه كردم؟ گفتیم: لابد بخاطر اینكه ما از صحابه رسول اللّه ـ  صلى الله علیه و سلّم ـ هستیم؟ گفت: شما وارد آبادى و روستایى مى شوید كه قرآن مى خوانند، مبادا آنان را با خواندن و قرائت احادیث پیامبر از خواندن قرآن بازدارید! تا مى توانید از پیامبر حدیث كم نقل كنید.([3])

4ـ ذهبى مى نویسد: عمر سه نفر (از صحابه رسول اللّه ـ  صلى الله علیه و سلّم ـ) به نامهاى ابن مسعود و ابوالدردا، و ابومسعود انصارى را زندان كرد و به آنان اعتراض كرد كه چرا از پیامبر ـ صلى الله علیه و سلّم ـ زیاد حدیث روایت كردید؟([4]).

و به نقل دیگر از حاكم و ذهبى: ابن مسعود و ابوالدرداء و ابوذر را زندانى كرد و آنان را به جرم اشاعه دادن و نقل احادیث پیامبر توبیخ نمود و آنان را تا آخر خلافتش محكوم به اقامت اجبارى در مدینه كرد([5]).

 

سؤال 33: آیا نامگذارى به نام محمد ـ صلى الله علیه و سلّم ـ و یكى از نامهاى پیامبران ممنوع و حرام است؟ پس چرا عمر طى بخشنامه اى به كوفه، نام گذارى به نام پیامبران را ممنوع كرد و در مدینه نیز دستور داد هر كس به نام «محمد» است باید آنرا تغییر دهد؟ عینى مى گوید: «كان عمر كتب الى أهل الكوفة: لاتسموا احداً باسم نبی، و أمر جماعة بالمدینة بتغییر أسماء أبناءهم المسمّین بمحمد ـ صلى الله علیه و سلّم ـ حتى ذكر له جماعة من الصحابة انه ـ صلى الله علیه و سلّم ـ اذن لهم فی ذلك فتركهم.([6])

راستى كار بنى امیه ـ در كشتن افراد هم نام على([7][7]) ـ و كار عمر در ممانعت از نامگذارى به نام «محمد» مكمل یكدیگر و در برگیرنده یك پیام و گام برداشتن در یك مسیر و براى یك هدف مشترك نیست؟                                                                   

(1) . سیر اعلام النبلاء 2: 601 «هكذا هو كا ن عمر یقول: اقلّوا الحدیث عن رسول اللّه وزجر غیر واحد من الصحابة عن بث الحدیث وهذا مذهب لعمر وغیره. فباللّه علیك، إذا كان الأكثار من الحدیث فی دولة عمر كانوا یمنعون منه. مع صدقهم وعدالتهم وعدم الأسانید.

(2). تاریخ الامم و الملوك، 3: 273.

(3). الطبقات الكبرى 6: 7 ـ المستدرك على الصحیحین از 102 قرظة بن كعب الانصارى: أردنا الكوفة فشیَّعنا عمر الى «صرار» و قال: تدرون لم شیَّعتكم؟ فقلنا: نعم، نحن اصحاب رسول اللّه ـ  صلى الله علیه و سلّم ـ. فقال: انكم تأتون أهل قریة، لهم دوّی بالقرآن كدوّی النحل، فلا تصدّو هم بالأحادیث فتشغلوهم، جرّدوا القرآن. وأقلوا الروایة عن رسول اللّه ـ صلى الله علیه و سلّم ـ و أمضوا، وأنا شریككم.

(4). تذكرة الحفاظ 1: ص 7.

(5). مستدرك حاكم 1: 110 ـ سیر اعلام النبلاء، 7: 206.

(6) . عمدة القاری 15: 39.

(7) . حافظ مزى مى گوید: كانت بنو امیة اذا سمعوا بمولود اسمه علی قتلوه، تهذیب الكمال، 13: 266

 


آخرین ویرایش: - -

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر