تبلیغات
ولی‌عصر(عج) - سؤالاتی از اهل سنت-خلیفه ی دوم(4)

سؤالاتی از اهل سنت-خلیفه ی دوم(4)

جمعه 13 آذر 1388 01:25 ب.ظنویسنده : محمد ترابی

 

سؤال 27: آیا صحیح است كه مى گویند عمر شدیداً با وصیت پیامبر اكرم مخالفت كرد و آنرا رد نمود، چنانچه جابربن عبداللّه مى گوید: إنَّ النبی دعا عند موته بصحیفة لیكتب فیها كتابا لایضِّلون بعده ابداً قال: فخالف علیها عمر بن الخطاب حتى رفضها([1]).

در جاى دیگر گفته است: فكرهنا ذلك أشدَّ الكراهه.([2])

یعنى از این كه پیامبر ـ  صلى الله علیه و سلّم ـ وصیت كند شدیدا تنفر داشتیم.

 

سؤال 28: مى گویند كعب الاحبار یهودى كه بسیار مورد اعتماد حكومت در دوران خلیفه دوم و حكومت امویان بود، پس از اظهار اسلام، بر قراءت تورات و ترویج آن مداوم بوده است. او یكى از متّهمان اصلى نفوذ اسرائیلیات در تفسیر قرآن بوده است، چنانچه ابن كثیر([3])، و عبد المنعم حنفی([4]) و دیگران به این حقیقت تلخ اشاره كرده اند.

ذهبى مى گوید: كان یحدِّثهم عن الكتب الإسرائیلیة([5])یعنى براى صحابه از كتابها و روایات إسرائیلیات ـ كه معمولا كذب و خلاف واقع است ـ نقل مى كرد.

 

سؤال 29: آیا صحیح است كه مى گویند انگیزه و هدف بعضى فرماندهان نظامى مسلمانان از كشور گشائى و فتوحات، پر كردن شكم خود و به اسارت گرفتن و خونریزى بوده است؟([6]) و آیا این اهداف با هدف پیامبر اكرم كه به حضرت على(ع)به هنگام اعزام به یمن فرمود: «لئن یهدی اللّه بك رجلا خیر لك مما طلعت علیه الشمس»([7]) قابل جمع است؟

 

سؤال 30: آیا صحیح است كه عمربن الخطاب براى تحت پوشش قرار دادن فرارها و ناكامى ها و هزیمت هاى خود در جبهه هاى اسلام، در دوران خلافت خویش، قریش را بر علیه حضرت على(ع)تحریك مى كرد و آنان را به گرفتن انتقام كشته هاى خود در جنگها به دست على(ع)تشویق مى نمود؟ چنانچه موفق الدین مقدسى در كتاب خود این مطلب را بیان كرد([8]).

 

سؤال 31: آیا صحیح است كه مى گویند عمربن الخطاب مؤدب نبوده و به هنگام بردن نام پیامبر ـ صلى الله علیه و سلّم ـ و سیده نساء العالمین، تعبیرات غیر مؤدبانه اى به كار مى گرفت. لذا بزرگان از محدثین ما اهل سنت، از او ناراحت شده، و عمر را «أنوك» یعنى احمق خواندند: چنانچه  ذهبى از عبد الرزاق صنعانى این تعبیر را نقل مى كند. زیدبن مبارك مى گوید: نزد عبدالرزاق بودیم كه حدیث مالك بن اوس خوانده شد تا به اینجا رسید كه: عمر به عباس و على(ع) خطاب كرده و گفت امّا تو اى عباس آمده اى كه میراث پسر برادرت را (یعنى پیامبر اكرم ـ  صلى الله علیه و سلّم ـ) مطالبه كنى.

و اما على آمده میراث همسرش را مطالبه كند.

عبدالرزاق گفت: نگاه كنید این احمق ـ یعنى حضرت عمر ـ چگونه بى ادبانه تعبیر مى كند. و نمى گوید: رسول الله ـ صلى الله علیه و سلّم ـ([9]).

 

 [1   ]       . مجمع الزوائد 4: 390 و 8: 609 ـ مسند ابى یعلى 3: 395 ـ
مسند احمد 3: 349.

 [2]   . همان.

 [3]   . تفسیر القرآن العظیم 3: 379.

 [4]   . موسوعة فلاسفة ومتصوفة الیهودیة ص 184.

 [5])  سیر اعلام النبلاء 3: 489.

 [6]   . ذهبى مى گوید: قال المغیرة بن شعبة ـ یوم القادسیة ـ لصاحب فارس: أمرنا بقتال عدونا فجئنا لنقتل مقاتلتكم ونسبى ذراریكم، واما ما ذكرت من الطعام فما نجد ما نشبع منه، فجئنا فوجدنا فى أرضكم طعاماً كثیراً وماءً، فلا نبرح حتى یكون لناولكم..» سیر اعلام النبلاء 3: 31. در جریان فتح شاهرتا هنگامى كه به دستور حكومت مركزى امان دریافت كردند، فرمانده مسلمین ناراحت شده و گفت افسوس كه غنائم را از دست دادیم. ففاتنا ما كنّا اشرفنا علیه من غنائمهم مصنف عبدالرزاق 5: 222 و نظیر ان از خالدین ولید نقل شده، تاریخ طبرى 4: 9.

 [7]   . بخاری، جهاد: 102 و كتاب فضائل أصحاب النبی: 9، و مغازی: 38، فضائل الصحابة: 35، مسند احمد 5: 238.

 [8]   . أنساب القرشیین: 193 قال عمر لسعید بن العاص: مالى أراك كأن فى نفسك علیَّ شیئا، أتظن أنى قتلت أباك؟ واللّه لوددت أنى كنت قاتله! ولو قتلته لم اعتذر من قتل كافر ولكنى مررت به فى یوم بدر فرأیته یبحث للقتال كما یبحث الثور بقرنه، و اذا شدقاه قد أزبدا كالوزغ فلما رأیت ذلك هبته، و رغت عنه: فقال: الى أین، یا بن الخطاب؟ وصمد له علی فتناوله، فو اللّه ما رمت مكانی حتى قتله، وكان علیٌّ حاضراً فى المجلس، فقال: اللهم غفراً ذهب الشرك بما فیه و محا الاسلام ما تقدم. فمالك تهیج الناس علیّ فكفّ عمر.»

 [9]   . سیر اعلام النبلاء 9: 573 «كان زیدبن المبارك قد لزم عبدالرزاق، فأكثر عنه ثم خرق كتبه ولزم محمدبن ثور، فقیل له فی ذلك، فقال: كنا عند عبدالرزاق، فحدثنا بحدیث معمر، عن الزهری، عن مالك بن اوس بن الحدثان.. فلما قرا قول عمر لعلی والعباس: فجئت انت تطلب میراثك من ابن اخیك، وجاء هذا یطلب میراث امراته. قال عبدالرزاق: انظروا الى هذا الانوك ـ اى الاحمق ـ یقول: تطلب انت میراثك من ابن أخیك، ویطلب هذا میراث زوجته من ابیها، ولا یقول: رسول الله.


 


آخرین ویرایش: - -

 
پنجشنبه 31 فروردین 1396 09:05 ب.ظ
With havin so much written content do you ever run into any problems of plagorism or copyright
infringement? My website has a lot of exclusive content I've either
written myself or outsourced but it appears a lot of it is popping it up all over the internet without my authorization. Do you know any solutions to help
prevent content from being stolen? I'd truly appreciate it.
پنجشنبه 16 اردیبهشت 1389 11:33 ق.ظ
من تحت تاثیر این مطلب شما قرار گرفتم جواب آن را برای شما می فرستم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر