تبلیغات
ولی‌عصر(عج) - حرکت فرهنگی حضرت امام جواد علیه السلام

حرکت فرهنگی حضرت امام جواد علیه السلام

پنجشنبه 28 آبان 1388 11:03 ق.ظنویسنده : محمد ترابی

 
حركت فرهنگی و سیاسی امام جواد (علیه السلام)
 
نضج گیری نحله ها و فرقه های گوناگون در عصر امام جواد(علیه السلام) ، فرایند عوامل گوناگونی چون گسترش جهان اسلام و ورود اعتقادات و باورهای مذاهب و ادیان دیگر ، ترجمه آثار فلاسفه یونان و درگیریها جناح بندیها و بلوك بندی قدرت بود .
امام جواد (علیه السلام) همانند پدر بزرگوارشان در دو جبههُ سیاست و فكر و فرهنگ قرار داشت .موضعگیرها و شبهه افكنی های فرقه هایی چون زیدیه ، واقفیه ، غلات مجسمه، امام را بر آن داشت تا در حوزه فرهنگ تشیع در برابر آنان موضعی شفاف اتخاذ كند .
امام در موضعگیری در برابر فرقه زیدیه كه امامت را پس از علی بن حسین زین العابدین (علیه السلام) از آن زید می پندارند .. در تفسیر آیه " وجوه یومئذ خاشعة عاملة ناصبة " آنها را در ردیف ناصبی ها خواندند. رجال كشی ،ص 319 - مسند الامام جواد (علیه السلام)، ص 150

حضرت در برابر فرقه واقفیه كه قائل به غیبت امام موسی كاظم (علیه السلام) بوده و بدین بهانه وجوهات بسیاری را مصادره كرده بودند . آنان را نیز مصداق آیه " وجوه یومئذ خاشعة عاملة ناصبة " به شمار آورده و در بیانی فرمودند : شیعیان نباید پشت سر آنها نماز بخوانند. رجال كشی ،ص391 - مسند عطاردی ، ص 150
حضرت در برابر غلات زمان خویش به رهبری ابوالخطاب كه حضرت علی(علیه السلام) را تا مرز الوهیت و ربوبیت بالا برده بودند، فرمودند : لعنت خدا بر ابوالخطاب و اصحاب او و كسانی كه درباره لعن او توقف كرده یا تردید كنند. رجال كشی ،ص 444
موضعگیری تند حضرت درباره این فرقه تا بدانجا بود كه حضرت در روایتی به اسحاق انباری می فرمایند: " ابوالمهری و ابن ابی الرزقاء به هر طریقی باید كشته شوند ".  مسندالامام جواد ، ص298
حضرت در برابر فرقه مجسمه كه برداشتهای غلط آنان ازآیاتی چون " یدالله فوق ایدیهم " و " ان الله علی العرش استوی " خداوند سبحان را جسم می پنداشتند، فرمودند: " شیعیان نباید پشت سر كسی كه خدا را جسم می پندارد نماز گذارده و به او زكات بپردازند. تهذیب،ج3،ص283

فرقه كلامی معتزله كه پس از به قدرت رسیدن عباسیون به میدان آمد و در سده نخست خلافت عباسی به اوج خود رسید یكی دیگر از جریانهای فكری و كلامی عصر امام جواد (علیه السلام) است .موضعگیری حضرت امام جواد (علیه السلام) چون پدر بزرگوارشان در این برهه و در مقابل این جریان كلامی از جایگاه ویژه ای برخوردار است تا آنجا كه مناظرات حضرت جواد(علیه السلام) با یحیی بن اكثم كه از بزرگترین فقهای این دوره به شمار می رفت ، را می توان رویارویی تفكر ناب تشیع با منادیان معتزله به تحلیل نهاد كه همواره پیروزی باامام جواد (علیه السلام) بوده است .
امام جواد (علیه السلام) در راستای بسط و گسترش فرهنگ ناب تشیع كارگزاران و وكلایی در مناطق گوناگون و قلمرو بزرگ عباسیان تعیین و یا اعزام نمود . به گونه ای كه امام در مناطقی چون اهواز ، همدان ، ری ، سیستان ، بغداد ، واسط ، سبط ، بصره و نیز مناطق شیعه نشینی چون كوفه و قم دارای وكلایی كارآمد بود .

امام جواد (علیه السلام) در راستای نفوذ نیروهای شیعی در ساختار حكومتی بنی عباس برای یاری شیعیان در مناطق گوناگون به افرادی چون" احمد بن حمزه قمی "اجازه پذیرفتن مناصب دولتی داد، تا جایی كه افرادی چون " نوح بن دراج " كه چندی قاضی بغداد و سپس قاضی كوفه بود، از یاران حضرت(علیه السلام) به شمار می رفتند كسانی از بزرگان و ثقات شیعه چون محمد بن اسماعیل بن بزیع ( نیشابوری ) كه از وزرای خلفای عباسی به شمار می رفت به گونه ای با حضرت در ارتباط بودند كه وی از حضرت جواد (علیه السلام) پیراهنی درخواست كرد كه به هنگام مرگ به جای كفن بپوشد و حضرت خواست او را اجابت و برای وی پیراهن خویش را فرستاد .

حركت امام جواد (علیه السلام) در چینش نیروهای فكری و سیاسی، خود حركتی كاملاً محرمانه بود، تا جایی كه وقتی به ابراهیم بن محمد نامه می نویسد به او امر می كند كه تا وقتی " یحیی بن ابی عمران" ( از اصحاب حضرت ) زنده است نامه را نگشاید . پس از چند سال كه یحیی از دنیا می رود ابراهیم بن محمد نامه را می گشاید كه حضرت در آن به او خطاب كرده : مسئولیتها و كارهایی كه به عهده ( یحیی بن ابی عمران ) بوده از این پس بر عهده توست . بحارالانوار، ج 50،ص 37
این نشانگر آن است كه حضرت در جو اختناق حكومت بنی عباس مواظبت و عنایت داشت، تا كسی از جانشینی نمایندگان وی اطلاعی حاصل ننماید.
دوران دشوار امام جواد (علیه السلام) در نقش و تبلیغ شیعی را باید در هم عصر بودن وی با دو خلیفه عباسی نگریست خصوصا مامون عباسی كه به گفته ابن ندیم "اعلم تر از همه خلفا نسبت به فقه وكلام بوده است. "

دوران هفده ساله امامت حضرت جواد (علیه السلام) همزمان با دو خلیفه بنی عباسی مامون و معتصم بود ، 15 سال در دوره مامون -ازسال 203 ق سال شهادت حضرت رضا (علیه السلام) تا مرگ مامون در 218 - و دو سال در دوره معتصم - (سال مرگ ما مون 218 تا 220) شرایط دوره 15 ساله نخست حضرت درست همان شرایط پدر بزرگوارش بود كه در مقابل زیركترین و عالم ترین خلیفه عباسی قرار داشت .

مامون كه در سال 204 هجری وارد بغداد شد امام جواد (علیه السلام) را كه بنا بر برخی از روایات سن مباركشان در این دوران10 سال بیش نبود از مدینه به بغداد فرا خواند و سیاست پیشین خویش را در محدود ساختن امام رضا (علیه السلام) در خصوص امام جواد (علیه السلام) نیز استمرار داد .
ترس از علویان و محبت اهل بیت در دل مسلمانان از یك سو و متهم بودن وی در به شهادت رساندن امام رضا (علیه السلام) در جهان اسلام از سوی دیگر، وی را بر آن داشت تا با به تزویج در آوردن دختر خویش ام الفضل، ضمن تبرئه خویش و استمرار حركت عوامفریبانه در دوست داشتن اهل بیت، پایه های حكومت خویش را مستحكم سازد .

این حركت مامون چون سپردن ولایتعهدی به امام رضا (علیه السلام) 9 مورد اعتراض بزرگان بنی عباس قرار گرفت اما مشاهده علم و درایت حضرت جواد(علیه السلام) در همان سن آنانرا به قبول این ازدواج ترغیب ساخت. امام جواد (علیه السلام) شرایط خود را همان شرایط پدر خویش دید، از اینرو با پذیرش ازدواج با ام الفضل نقشه پلید مامون در به قتل رساندن وی و شیعیان را از صفحه ذهن مامون زدود.

حضرت(علیه السلام) كه به خوبی از سیاستها و نقشه های مامون در بهره برداری از جایگاه دینی و اجتماعی خود باخبر بود، پس از ازدواج اقامت در بغداد را رد و به مدینه بازگشت و تا سال شهادت خویش در آنجا مقیم شد .
نامه های ام الفضل به پدر خویش مبنی بر عدم توجه امام جواد (علیه السلام) به وی، بیانگر اجباری بودن ازدواج وی با ام الفضل و نداشتن فرزندی از ام الفضل از امام جواد (علیه السلام) پرده از هوشمندی امام (علیه السلام) برمی دارد؛ چون كه مامون بر آن بود تا با به دنیا آمدن فرزندی از ام الفضل وی را به عنوان یكی از فرزندان رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در بین شیعیان، محور حركتهای آینده خود و بنی عباس قرار دهد. مامون در سال 218 ه .ق در مسیر حركت به سوی جنگ تا روم درگذشت . علی رغم تمایل سپاه و سران بنی عباس به خلافت عباس فرزند مامون ، عباس بنا بر وصیت پدر با عمویش ابو اسحاق معتصم بیعت كرد .
معتصم هشتمین خلیفه عباسی پس از ورود به بغداد، امام جواد (علیه السلام) را از مدینه به بغداد فرا خواند .
حضرت در سال 218 پس از معرفی امام هادی(علیه السلام) به جانشینی خود به همراه ام الفضل به بغداد رفت .

در این سفر حضرت با شخصیتی متفاوت از مامون روبرو شد ، شخصیتی با روحیه نظامی گری و فاقد بینش علمی . معتصم كه مایه های حیله گری و عوامفریبی های مامون را در خود نداشت ، موضعگیری متضاد با اهل بیت خود را در بین مردم آشكار ساخت .

امام علیه السلام در دو سال آخر عمر خویش تحت نظارت شدیدتر دستگاه امنیتی و نظامی معتصم قرار گرفت.
از اینرو شرایط امام جواد به گونه ای شد كه حضرت توسط معجزات و كرامات و شركت در جلسات علمی ، امامت خود را به دیگران به اثبات می رساند .
امام جواد (علیه السلام) در طول زندگی پربار اما كوتاه خویش بر آن بود تا ارتباط با مردم را حتی در سخت ترین شرایط حفظ كند و با بذل و بخشش به فقرا و مساكین كرامت اهل بیت را به اثبات رساند. وی این سیره خویش را به امر پدر بزرگوارش آغاز و به انجام رساند . امام رضا (علیه السلام) در یكی از نامه های خود به حضرت جواد (علیه السلام) می نویسد :

" به من خبر رسیده است كه ملازمان تو ، هنگامی كه سوار می شوی از روی بخل تو را از در كوچك بیرون می برند تا از تو خیری به كسی نرسد تو را به حق خودم بر تو، سوگند می دهم كه از درب بزرگ بیرون آیی و به همراه خود زر و سیم داشته باش تا به نیازمندان و محتاجان عطا كنی. "
و این آغاز یك حركت مردمی ، معنوی و انسانی بود كه به استحكام پایگاه مردمی حضرت منجر شد و دستگاه بنی عباس را از نام " جواد " به معنای بخشنده به هراس وا داشت .
 
امام جواد (علیه السلام) از نگاه دیگران
 
شخصیت والای علمی اخلاقی امام جواد (علیه السلام)در نگاه خلفاء ، دانشمندان ،نویسندگان و تاریخ نگاران غیر شیعه؛ سندی گویا بر جایگاه رفیع این امام همام در بین مسلمانان می باشد كه به عنوان نمونه  به چند مورد آن اشاره می شود 
 
مامون عباسی
 خلیفه مقتدر عباسی در پاسخ به اعتراض بزرگان بنی عباس در خصوص به تزویج در آوردن دخترش " ام الفضل " به امام جواد (علیه السلام) ،این امام همام را اعجوبه عصر خواند و گفت : " قد اخترته لتبریزه علی كافه  اهل الفضل فی العلم والفضل مع صغر سنه والاعجوبه فیه بذالك " من بدان جهت وی را به دامادی خود برگزیدم كه با كمی سن در علم و فضیلت بر همه اهل زمان برتری دارد و اعجوبه ای است در علم و دانش .

بحارالانوار ،ج50، ص75 - موسوعه الامام الجواد(علیه السلام)، ج1 ،ص360 و 363. اعیان الشیعه ،ج3 ،ص 129 .
 
 
اسقف بزرگ مسیحی
اسقف مسیحی پس از آگاهی یافتن از علم ودانش امام جواد (علیه السلام) در مسائل پزشكی گفت :
به نظر می رسد این شخص " امام جواد (علیه السلام) " پیامبری از نسل پیامبران است .

المناقب لابن شهر آشوب ،ج4 ،ص389  -موسوعه الامام الجواد (علیه السلام) ،ج1 ،ص362.
 
 
سبط بن جوزی
یوسف بن قزا اغلی بن عبداالله  بغدا دی مشهور به سبط بن جوزی پس از بیان تاریخ تولد و شهادت حضرت می نویسد : كان علی منهاج ابیه  فی العلم والتقی و الزهدوا الجود.

او در علم و تقوی ،پرهیزگاری و سخاوت چون پدر بزرگوارش "امام رضا (علیه السلام)  " و دنباله رو او بود.
 تذكره الخواص ،ص202 � الامام جواد (علیه السلام) ،ص72 .

 
ابن ابی طلحه
ابن ابی طلحه در كتاب مطالب السؤول فی المناقب آل الرسول در باره شخصیت امام جواد (علیه السلام) می نویسد: او گرچه صغیر السن است ولی كبیرالقدر و رفیع الذكر می باشد .

كشف الغمه ،ج2 ،ص186 � سرورالفؤاد ،ص40 .

 
ابن صباغ مالكی
 علی بن محمد احمد مشهور به " ابن صباغ " فقیه مالكی و متوفای 855 در مكه پس از بیان گوشه ای از خصوصیات زندگی حضرت جواد (علیه السلام) ، می نویسد: آری چنین بود كرامات جلیل و مناقب او.
 ودر جای دیگر می افزاید:چه گوییم ما در جلالت و مقام امام چواد (علیه السلام) و فضیلت كمال و عضمت و جلال او ،حضرتش در میان طبقات ائمه (علیه السلام) سنش كمتر از همه و قدر و شانش  اعظم است . او در اندك مدتی از عمر شریفش كراماتی بسیار و معجزاتی بیشمار از خود نشان داده و معارج و فضیلت كمال را طی كرده و از رشحات و تراوش دانش و بینش خود اثرها گذاشته و از نفحات و ریزش فضل كمالش بی اندازه و شمار فیوضاتی به عالم علم نثار فرموده ، چه با مجالس و محافلی كه متكلم به احكام گردیده و از مسائل ، حلال و حرام را بیان نموده و زبان دشمنان وخصم بدفرجام را به منطق صحیح و گفتار ملیح خود الكن و كلیل كرده و گه ،بسیار انجمن و محفلی كه در صدر جلساء و راس خطبا وبلغاء قرار گرفته و در برابر خود تمامی فصحاء و علما و حكما را تحت شعاع گذارده .
حلیه الابرار ،ج 4،ص568 �الفصول المهه ،ص266 - موسوعة الامام الجواد (ع) ،ج1 ،ص364 - سرور الفؤاد ابوالقاسم سحاب ، ص 40 و 41 .
 
صلاح الدین صفدی
خلیل بن ابیك  بن عبدالله ،معروف به صلاح الدین صفدی  - اهل صفد، ادیب و مؤرخ نامدار اهل فلسطین كه در حدود دویست تصنیف از وی برجای مانده ، می نویسد:
محمد بن علی ،همان جواد بن رضا (علیه ا لسلام) بن الكاظم موسی بن الصادق جعفررضی الله عنهم است .لقب او جواد ، قانع و مرتضی است . وی از فرزندان اهل بیت نبوت است كه در سخاوت شهرت داشت تا جائی كه او را جواد (علیه السلام) ، نام نهاده اند  ، او یكی از امامان دوازده گانه است .
الوافی بالوافیات ،ص105 � الامام محمد الجواد (علیه السلام) ، ص73 .
 
ابن تیمیه
ابن تیمیه می گوید : محمد فرزند علی ملقب به جواد از بزرگان و اعیان بنی  هاشم است كه در سخاوت و بزرگواری شهرت تام دارد . منهاج السند ، ص 127.
 
یوسف بن اسماعیل نبهانی
یوسف بن اسماعیل نبهانی حنفی ادیب و شاعر فلسطینی ،متولد 1350 هجری كه از وی سیزده كتاب مهم بر جای مانده، می نویسد:
محمد جواد فرزند علی رضا (علیه السلام) از بزرگان امامان و چراغ هدایت امت و سادات اهل بیت (علیهم السلام) است كه عبدالله شبراوی شافعی نیز از وی در كتاب خود " الاتّحاف بجبّ الاشراف " با ستایش و تكریم یاد كرده است . جامع كرامات الاولیاء ،ج1 ،ص100 .
 
محمود بن وهیب بغدادی فنخی
محمد الجواد (علیه السلام) فرزند علی بن الرضا (علیه السلام) است كنیه او مانند كنیه جدش محمد الباقر ،ابو جعفراست رضی  الله عنهما .
سه لقب وی جواد ، قانع و مرتضی است كه مشهورترین آنها " جواد" است . رنگ پوست او سفید ،قامتش معتدل و نقش انگشترش نعم المقدّرالله، و وارث علم پدر بود.
جوهرة الكلام  ، ص147  - الامام الجواد (علیه السلام) ،ص76 .
 
علی جلال حسینی
علی جلال حسینی دانشمند بزرگ مصری می نویسد :
محمد الجواد ابو جعفر دوم فرزند علی (علیه السلام) در سال 195 هجری در مدینه دیده به جهان گشود. وی با وجود سن كم در علم و فضیلت سرآمد همه عالمان و اهل فضیلت زمان خویش بود.
الحسین ، ج 2،ص207- الامام محمدالجواد (ع) ،ص76- زندگانی امام جواد (علیه السلام)،ص200
 
خیرالدین زركلی
خیرالدین زركلی می نویسد :ابو جعفر جواد (علیه السلام) چون اجداد خویش مقام بلندی داشت . هوشمند و خوش بیان بود و استعداد نیرومند و اصیلی داشت.

الامام محمد الجواد (علیه السلام) ،ص76 - زندگانی امام جواد (علیه السلام) ص200.

آخرین ویرایش: - -

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر