تبلیغات
ولی‌عصر(عج) - ابن سبأ بین توهم و واقعیت3

ابن سبأ بین توهم و واقعیت3

جمعه 22 آبان 1388 02:00 ب.ظنویسنده : محمد ترابی

 

سوم: اختلاف نظر شدید پیرامون شخصیت ابن سبأ:

گروهی دیگر از محققان ـ در مخالفت با گروه اول ـ اشكالات و تناقضات فراوانی را درباره شخصیت ابن سبأ و اصل و نسب وی و اقداماتی كه به او نسبت داده شده مطرح نموده‌اند كه علامت‌های سؤال فراوانی را در باره موارد بیان شده پیش روی ما قرار می‌دهد كه از جمله آنها موارد ذیل است:

1ـ اختلاف نظر در محل تولد و زندگی ابن سبأ:

طبری بر این عقیده است كه ابن سبأ شخصی یهودی و اهل صنعای یمن بوده است:

«كان عبد الله بن سبأ یهودیاً من أهل صنعاء أمه سوداء، فأسلم زمان عثمان، ثم تنقل فی بلدان المسلمین یحاول ضلالتهم»([1]).

(عبد الله بن سبأ شخصی یهودی از اهالی صنعا بوده كه مادرش سوداء نام داشته و در زمان عثمان اسلام آورده و آنگاه در سرزمین‌های اسلامی رفت و آمد می‌كرده و در گمراهی و ضلالت آنان تلاش می‌نموده است.)

در حالی كه عبد القاهر بغدادی بر این اعتقاد است كه او در اصل، یهودی و از اهالی حیره عراق بوده است([2]).

همچنین محمد ابو زهره در كتاب خود تاریخ مذاهب اسلامی می‌گوید:

«عبد الله بن سبأ كان یهودیاً من الحیرة أظهر الإسلام»([3])([4]).

(عبد الله بن سبأ شخصی یهودی از اهلی حیره عراق بوده كه اسلام آورده بوده است.)

و اما قبیله او: برخی ابن سبأ را به قبیله «حِمْیَر» كه به حمیر بن غوث منسوب بوده، نسبت داده‌اند... كه منزل‌های آنان در یمن كه به آن: حِمْیَر گفته می‌شده و در غرب صنعاء واقع شده، سكونت داشته‌اند([5]).

از جمله كسانی كه قائل به همین نظر است، ابن حزم در كتاب «الفِصَل فی المِلَل والأهواء» است كه می‌گوید:

(گروه دوم از فرقه‌های غلوّ كننده‌ای كه قائل به الوهیت غیر خداوند عزّ وجلّ بوده‌اند، اولین آنها قوم و یاران عبد الله بن سبأ حمیری هستند.)(6)

اما بِلاذُری، ابن سبأ را منسوب به قبیله‌ای از هَمْدان می‌داند([7]).

عمر رضا كحّاله گفته است:

«همدان بطن من كهلان القحطانیة وهم: بنو همدان بن مالك... كانت دیارهم بالیمن من شرقیه»([8]).

(همدان داخل منطقه كهلان قحطانیه واقع شده است و آنان: فرزندان همدان بن مالك هستند... این سرزمین در منطقه شرقی یمن واقع شده است.)

بدین جهت تضاد و تناقض آشكاری در محل تولد و زندگی ابن سبأ شكل می‌گیرد؛ چرا كه تفاوت فراوانی است بین این كه كسی اهل منطقه هَمْدان در شرق یمن باشد و یا اهل حِمْیَر در غرب یمن و یا حیره عراق باشد.

2ـ اختلاف نظر در شخصیت ابن سبأ:

برخی از علما بر این اعتقادند كه ابن سبأ همان ابن سوداء است؛ چنان كه اندكی قبل در كلام طبری گذشت: «أمه سوداء» (مادرش سودا بوده است.) در حالی كه گروهی دیگر این‌دو را شخصیت‌های جدا و بی ارتباط با یكدیگر د‌انسته‌اند؛ در این باره اسفرایینی می‌گوید:

«ووافق ابن السوداء عبد الله بن سبأ بعد وفاة علی فی مقالته هذه، وكانا یدعوان الخلق إلى ضلالتهما»([9]).

(ابن سوداء بعد از وفات علی بن ابی طالب با عبد الله بن سبأ در نوشته‌ای به توافق رسیدند تا مردم را گمراه نمایند.)

3ـ اختلاف نظر در زمان آغاز فعالیت‌های فكری ابن سبأ:

بین مورّخان در باره زمان آغاز فعالیت‌ها و تحركات ابن سبأ نیز اختلاف نظر وجود دارد؛ طبری آغاز آن را زمان عثمان دانسته و گفته است:

(ابن سبأ در زمان عثمان اسلام آورد و سپس در سرزمین‌های اسلامی رفت و آمد داشت و در گمراه نمودن مسلمانان تلاش گسترده‌ای آغاز نمود؛ بدین منظور ابتدا سفر خود را از سرزمین حجاز آغاز كرده و سپس به بصره، كوفه و شام سفر ‌كرد، اما در گمراه نمودن مردم شام توفیقی به دست نیاورد و به همین جهت او را از شام اخراج نمودند از این‌رو به سرزمین مصر ‌رفته و زندگی خویش را در آنجا ادامه ‌داد و از جمله سخنانی كه در آن‌جا به مردم ‌گفت این بود كه: تعجب از كسی است كه می‌پندارد عیسى باز خواهد گشت اما بازگشت محمد را تكذیب می‌كند؛ در حالی كه خداوند عزّ وجلّ می‌فرماید: «آن كس كه قرآن را بر تو فرض كرد، تو را به جایگاهت [زادگاهت‏] باز مى‏گرداند!» پس با توجه به این آیه، محمد برای بازگشت سزاوارتر از عیسى است. راوی می‌گوید: این سخن از عبد الله بن سبأ پذیرفته شد و از آن به بعد مردم پیرامون رجعت پیامبر سخن می‌گفتند. بعد از این موضوع ابن سبأ به مردم گفت: هزار پیامبر بوده و برای هر پیامبری هزار وصی بوده و علی هم وصی محمد بوده است. محمد خاتم الأنبیاء و علی خاتم الأوصیاء است.)(10)

گروهی دیگر بر این عقیده‌اند كه ابن سبأ در زمان خلافت امیر المؤمنین سلام الله علیه ظهور كرده و آن حضرت نیز او را از كوفه به مدائن تبعید نمود؛ بغدادی گفته است:

(و اما روافض [شیعیان] كه سبأیّه از آنان است، بدعت خود را در زمان علی بن ابی طالب [علیه السلام‌] آغاز كردند؛ چرا كه برخی از آنها به علی بن ابی طالب [علیه السلام‌] گفتند: تو معبود ما هستی و علی بن ابی طالب نیز گروهی از آنها را آتش زد و ابن سبأ را نیز به ساباط مدائن تبعید نمود.)(11)

 

[1] الطبری، تاریخ الطبری: ج3 ص378.

 [2] عبد القاهر البغدادی، الفرق بین الفرق: ص143، الناشر: دار ابن حزم ـ بیروت.

 [3] محمد أبو زهرة، تاریخ المذاهب الإسلامیة: ص38، الناشر: دار الفكر العربی.

 [4] در برخی از نسخه‌های بدایه و نهایه ابن كثیر آمده است: «وكان أصله رومیاً فأظهر الإسلام... » ؛(اصل ابن سبأ رومی بوده كه بعدها اسلام آورده است). و در برخی نسخه‌ها كلمه «ذمیّاً» آمده كه شاید اصل او رومی بوده كه در نسخه‌های بعدی به سبب تشابه در كلمه باعث اشتباه شده است.

 [5] یاقوت الحموی، معجم البلدان: ج2 ص306ـ 307، الناشر: دار إحیاء التراث العربی ـ بیروت.

 [6] ابن حزم، الفصل فی الملل والأهواء: ج4 ص142. مكتبة الخانجی ـ القاهرة.

 [7] البلاذری، أنساب الأشراف: ج3 ص155ـ 156، الناشر: دار الفكر ـ بیروت.

 [8] عمر رضا كحالة، معجم قبائل العرب: ج3 ص1225، الناشر: دار العلم للملایین ـ بیروت.

 [9] الإسفراینی، التبصیر فی الدین: ص124، الناشر: عالم الكتب ـ بیروت.

 [10] الطبری، تاریخ الطبری: ج3 ص378.

 [11] عبد القاهر البغدادی، الفرق بین الفرق: ص15.


آخرین ویرایش: - -

 
یکشنبه 4 بهمن 1388 08:45 ب.ظ
دانشمند عالیقدر شیعه شیخ محمد جواد مغنیه در نامه به علامه عسکری میگوید:اری من به پیروی از علمای تشیع به وجود عبذالله بن سبا معترف بودم ولی رفتارش راسبک و ننگین دانستهو گفتارش را انکار میکردم علامه عالیقدر اقای سید مرتضی عسکری این بنا را از اساس ویران کرده اندو با تحقیقات عمیق خود اثبات فرموده اند که عبدالله بن سبا افسانه ای بیش نیست این است حقیقتی که در این کتاب بی پرده جلوه میکند کتاب عبدالله بن سبا چاپ 5 دانشکده اصول الدین صفحه 20
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر